از دور ديدم خانومي كه از بانك اومد بيرون با اينكه باريك اندام بود ولي شلوار تنگ ومانتو باز و شال باز وآرايش زيباش خيلي جلب توجه ميكنه رفتم جلو وبا سلام و لبخند و گفتن ببخشيد خواستم امربه معروف كنم ولي يهويي شد نميدونستم چي بگم از كجا شروع كنم فرصتم… بیشتر »
براي خونه ها ديوار براي ماشين چادر و دزدگير براي پولها و طلاها گاوصندوق اونوقت براي خانم ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مانتو جلو باز وگردن باز و اندام نمايان و زيبايي و تيپ خاص و نمايش و دلبري وغيره؟؟؟؟؟؟؟ خيلي عجيبه حراج كه نكردي خواهر و مادر و همسرت… بیشتر »
چه تلنگرها خورد به دل سخت و سياهم ليكن
من هنوز ره نيافتم و گمگشته در حال و هواي خويشم
نظر ميخواهم
واي بر من
اين همه اشارت ها مرا كافي نيست
اين همه پند و نصيحت برايم كافي نيست
نظر ميخواهم
واي بر من
خواب من سنگين است و گوش من سنگين تر
حقا كه براي… بیشتر »
ميگويند: عشق جواني و هزار سودااااااااا اشكها ودلتنگي ها و داغ فراق هااااااااا غم عشق بدترين غم هاااااااااا ودرد هجر بدترين دردهااااااا ولي من ميگويم: كاش عشق جواني و قلب صاف و پاك فقط يك معشوق داشت و آن هم فقط خدا بود و خدا بود وخدااااااااااا يعني عشق… بیشتر »
داشتم با خودم فكر ميكردم چقدر همه جا زيبا مي شد اگر ديوار دور حياطهاي سر سبز و جنگلي برداشته ميشد ولي ذهن دور انديش من نهيب زد كه هــــي اينجا دنياست نه بهشت به عواقبش انديشيدم ديدم واقعا نمي ارزد همان بهتر كه حياط خانه ها ديوار دارد فقط من موندم چرا… بیشتر »
هر شب
فراموش ميكنيم همه ي گذشته ي تاريك را و
بي خيال ميشويم همه ي آينده ي مبهم و تاريكترم را
و سر بر بالين غفلت مينهيم تا خود صبح ميخوابيم
و صبح
چشم من انسان
گاهي خيلي دير تر از اين زمين بي جان
نور تجلي طلوع را ميبيند
وهمين جاي بسي تعجب دارد
ابر و… بیشتر »